سيد محمد باقر برقعى

23

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

با غارت گل بدست دژخيم خزان * در صحنهء روزگار بيگانه نىام زنجير ستم مدام در پاى منست * با خلق ستم شعار بيگانه نىام معناى تفنگ و توپ را مىفهمم * با واژه تار و مار بيگانه نىام چاك دل خود بسوزنى دوخته‌ام * با نشتر جان‌شكار بيگانه نىام ناموس به سيم و زر نفروشم * با مسئله وقار بيگانه نىام در گسترهء كوير پرسوز عطش * با خار و خس و غبار بيگانه نىام من عاشق رقص نم نم بارانم * با چشمه و جويبار بيگانه نىام با غفلت ماست خشكسالى بجهان * با رحمت كردگار بيگانه نىام گوئى شب ما سحر ندارد در پى * من با شب تنگ و تار بيگانه نىام اى دوست بيا بيا كه سودا زده‌ايم * با عشق تو غمگسار بيگانه نىام « خادم » به سخن چه گويم از حال غمم * با ديدهء اشكبار بيگانه نىام